تبليغاتX
اتاق

اتاق

..::|خط خطی های یه آدم بی خط|::..

 

دلم الان برگه دله،مثه برگه زردآلو؛خشک و مچاله.

یعنی اگه دل استخون داشت الان یه لا پوست بود که به استخونش چسبیده بود.مثه برگه زردآلو که هسته اش رو با همه وجود با همون یه لا پوستش کادو کرده.

با همه این احوال برگه زرد آلو هم مزه خودش رو داره.شیرین!

-+-+-

ازین تاریخ تا ۲هفته مسافرتم.روی مرز ایران با پاکستان!یعنی اگر بخوام هم اینترنتی نیست که بیام.اگر عمری بود و گروگان گیری ای نبود،برمیگردم و باز اتاق و...

+ نوشته شده در  86/04/27  توسط مصطفا  | 

 

من نه شمالی ام نه جنوبی.

جنگل های شمال دقیقا به اندازه دریای جنوب برای من قشنگه.

نوشته زیر صرفا یه حسه...همین.

 

جنوب پایین است

شمال در بالا

حقیقت تلخی است

حکایت دنیا

*

شمال اگر باران

جنوب طوفان است

شمال سبز و جنوب

ولی بیابان است

*

شمال آبی و سبز

شمال سرخ و سفید

ولی به غیر سیاه

جنوب هیچ ندید

*

شمال بود و شمال

همیشه هرچه که خوب

همیشه هرچه که بد

جنوب بود و جنوب

*

(تمام حال شمال

همیشه سهم شما

تمام درد جنوب

همیشه قسمت ما)

*

خلاصه هرچه که هست

خلاصه هرچه که بود

برنده بود شمال

جنوب شد مردود

*

نه عشق می فهمد

نه رحم و انصافی

بدم می آید از

کلاس جغرافی!

 -+-+-

پ.ن: اگه دست من بود قطب نمایی می ساختم که عقربه اش رو به جنوب واسته

قوانین علمی هم به نفع شمال شهری ها وضع شده.زمانه نامرد...!

+ نوشته شده در  86/04/20  توسط مصطفا  | 

 

در دید رس نبودی

حالا در دسترس هم نیستی.

گیرم دستگاه مشترک مورد نظر خاموش باشد

با دل رس چه می کنی؟

 

+ نوشته شده در  86/04/13  توسط مصطفا  | 

 

 - پس کی می خوای زن بگیری؟

- هر وقت حافظ مُرادم رو بده!

 

 

 

 

  

 

پ.ن :هفته آخر دانشجویی ماست...از همه التماس دعا داریم!!

 

+ نوشته شده در  86/04/03  توسط مصطفا  |