تبليغاتX
اتاق

اتاق

..::|خط خطی های یه آدم بی خط|::..

 

ما به هم نمی رسیم

دست های ما

     دو شاخه اسیر

         از دو تا درخت دور

              در دو جنگل جداست...

 

ای شکوفه های سرخ تو، آرزوی برگ های زرد من!

از قضا اگر تبر،

-از سر ملاطفت-

از تنه، من و تو را رها کند

   باز ما دو پایه می شویم

     گیر کرده در دو سمت صندلی

باز هم

ما به هم نمی رسیم...

 

-+-+-

 

- پرسش: آیا پشه ها از لحظه تولد مستقلا خونخوارند؟یا تا مدتی مادرشان برایشان خون می آورد؟

 

- ازین به بعد اتاق هفته ای یکبار به روز خواهد شد.شاید در دو شاخه مجزا.

- هر چه اینجا هست، سادگی است.اگر احیانا کسی را اذیت می کند جز عذرخواهی کار دیگری نمی توانم بکنم.

 

 

+ نوشته شده در  86/06/24  توسط مصطفا  | 

 

ببین،اصلا کاری ندارد.دستت را در سینه می بری،آرام دلت را بر می داری و می آوری بیرون،آرام.

بعد آرام صابون را رویش می مالی.زیاد نماند که دلت را خشک می کند.

بعد زیر آب ولرم کف ها را می شوری.حالا دل صابون زده ات را آرام می گذاری سر جای قبلی اش.

می بینی؟...به چه ساده گی؟...

 

 

 

+ نوشته شده در  86/06/14  توسط مصطفا  | 

 

بعضی ها هم چه انتظاراتی دارند ها!

طرف هنوز نفس میکشد آن وقت انتظار دارند برود گورش را گم کند!

گیرم گورش را هم کَند و دراز هم کشید و یک متر خاک هم روش.بعدش باید یکی دیگر باشد تا گم کند گورش را یا نه؟...خودش که نمی تواند خُب.

لطفا انتظاراتتان را معقول کنید...با تشکر!

-+-+-

سوال کوچک:

آیا می توان بین آپارتمان های تهران و میله های قفس ارتباطی بر قرار کرد؟ نه؟!...آها! ممنون.

+ نوشته شده در  86/06/05  توسط مصطفا  |