تبليغاتX
اتاق

اتاق

..::|خط خطی های یه آدم بی خط|::..

 

به دوربین غبطه می خورم که هر بار دیدی اش،خندیده ای...
-+-
این چراغی است که وقتی قرمز می شود باید کلمات را روانه کنی.حرف بزنی.متنی را که نوشته اند بخوانی.حواست باید جمع باشد.زیر و زبر نشود.کج و راست،کوتاه و بلند..
چند هفته ای است که صدایمان در رادیو مشهد پخش می شود.شنبه به شنبه با برنامه "خلوت روشن"
رادیو را همیشه دوست داشته ام.اگرچه هیچوقت بی قرارش نبوده ام اما دوستش داشته ام.زیاد.حالا که فرصتی دست داده و از بین همه آن ها که تست داده اند و از بین همه روزهای این یک سال و خرده ای که گذشت،فرصت گویندگی نصیبم ام شده است،دوست دارم نگه اش دارم.
سخت است.متن را حفظ هم که باشی تا چراغ قرمز می شود انگار جلوی حرکت سلول های مغز ات گرفته می شود.کاغذ سفید می شود،تو لال!
راه دارد البته.راهش این است که این دوران تکنیک زدگی طی شود.تکنیک بشود جزئی از وجودت.در تو هضم بشود.آنقدر که نخواهی به آن فکر کنی.بشود جزو اعصاب غیر ارادی ات!نفس بشود.پلک بشود!
عشق بشود برای مجنون!
-+-
این یکی را کاملا مطمئنم که عشق اصیل، راه خودش را پیدا می کند،حرفش را می زند،کارش را می کند و خوب هم دل نشین است.حالا هی بیا در این ادا بازیِ عاشقانه، تمرین کن که به طرف مقابل-مثلا- چه بگویی یا چه کنی تا در دلش خانه بگیری!دقیق هم که باشی و عین متن و حرکت تمرینی ات را که بگویی و بکنی،کار ات رنگ اصالت ندارد برادر جان!مثل این می ماند که وسط بازی فوتبال بخواهی از دروازه خودی تا دروازه حریف را با روپا زدن طی کنی تا همه مسحور تکنیک ات شوند!!
نه گلم!باید در لحظه بجوشد.بی مقدمه.در کسری از ثانیه.آنقدر درونی شده باشد که برای بروزش نیاز به قطع بازی،فکر کردن،انتخاب کردن و عملی کردن انتخاب نباشد!
این کارهایی است که در حین بازی-یک بازی واقعی-خود به خود یاد می گیری و انجام می دهی لابد!
-+-
من اگر بازیکن خوبی هم نباشم،مفسر خوبی هستم!!(مثلا!)
-+-
گمانم خدا از همان روز اول چراغ قرمز را روشن کرده و ما هم حواسمان نیست که همه حرفهایمان می رود روی آنتن!
-+-
جدی جدی دارد هر یک ماه یک بار می شود ها..

+ نوشته شده در  88/07/29  توسط مصطفا  |