تبليغاتX
اتاق - ...

اتاق

..::|خط خطی های یه آدم بی خط|::..

خیلی ظلمه...اصل حال گیریه... تازه اومدی تعطیلات بین دوترم. داری "شازده کوچولو" رو میخونی و کلی بدت اومده از دنیای آدم بزرگا...ازین همه محاسبات و نگاه های کمی شون...با خودت میگی همه اش یقصیر تکنولوژیه...از وقتی داریم زرت و زرت پیشرفت میکنیم تمام کارامون انفرادی شده...اصلا همه چیزای جدید ساخته میشن که تو رو از کمک یکی دیگه نجات بدن...همه چیز بشه شخصی...تنهایی غذا درست کنی/تنهایی بخوری/تنهایی بخوابی/تنهایی بری...بیای و ...

 اون وقت تو همین عوالم که هستی گوشی همراهت که فقط موقع پرسیدن کلاسا و شماره استادا و مشکلات این ور و اون ور زنگ میخوره، زنگ بزنه و پشت خط یکی باشه که هر 6 ماه یه بارم زنگ نمیزنه...بعدشم بگه :" آره اتفاقا پریشب زنگ زدم نبودی...گفتن تو راهی داری میای مشهد...آقا این کامپیوتر ما داغون شده...نمیدونم چه مرگشه...هر کاری کردم نشد ...کی وقت داری بیای یه حالی بهش بدی؟....قربونت بیا ببینیمت "!!!

 

 آخ خدا...چی میشد تو عصر حجر بودیم؟

 

+ نوشته شده در  84/11/20  توسط مصطفا  |