تبليغاتX
اتاق - چشم بندی با گوشهای باز!...

اتاق

..::|خط خطی های یه آدم بی خط|::..

سفر زیاد خوب نبود...

بیشتر سفر رو با چشم بسته طی کردم...وقتی هیچکی نیست تا باهاش حرف بزنی یا اون باهات حرف بزنه؛ بهتره با خودت کنار بیای...

اینجوری لازم نیست به جایی نگاه کنی...حتی لازم نیست صدایی ازت در بیاد...فقط آروم چشماتو میبندی و شروع میکنی به حرف زدن...همه هم فکر میکنن که خوابی و کاری به کارت ندارن...فقط ممکنه یه فکرایی راجع بهت بکنن...

اینقدر چشام بسته بود که آخر سفر شایعه کرده بودن نکنه مصطفا "چیزی" مصرف میکنه!

خسته ام...باقی بعدا...

+ نوشته شده در  85/03/20  توسط مصطفا  |