من یه درخت سیب می خوام پُر از گنجشک با یه ۶ سالگی که روی ایوان خونه مادر بزرگ ایستاده و منتطره تا گنجشکا واسش بستنی بیارن.نه یکی،پنج تا که به همه دوستاش برسه...
من یه چشمه بی ماهی می خوام که مثه همون ۶ سالگی بشینم لبش و سیبی رو که به چوب بستم بندازم تو آب و تا ظهر وایستم تا ماهی بگیرم...
من یه خونه میخوام که بالای تابلوی بسم اللهِ ش یه جفت یاکریم خونه دارن و وقتی من رو می بینن، نمی پَرَن...
من از بین این همه پیچیدگی...
... فقط یه کم سادگی میخوام...لطفاً