تبليغاتX
اتاق -

اتاق

..::|خط خطی های یه آدم بی خط|::..

سلام...

این هفته آخره که میایم دانشگاه ... نمی دونم چی شده که این آخر کاری همه به فکر افتادن نشریه بدن بیرون....امروز ۲ تا نشریه و ۲-۳ روز دیگه هم یکی دیگه میاد برا فروش.........سر امتحان و نشریه گیری؟

---

میخواستم یه کم درد دل کنم...دیدیم یکی این کاروانجام داده که یه جورایی حرف دل منم هست....پس همینو میذارم:

 

...هرچه می‌نويسم ؛ پنداری دلم خوش نيست ؛
و بيشتر آنچه در اين روزها نبشتم؛ يقين ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتنش .
ای دوست؛
نه هرچه درست و صواب بود ؛ روا بود که گويند.....
ونبايد که در بحری افکنم خود را که ساحلش به ديد نبود ؛
و چيزها نويسم بی{خود} که چون {وا خود} آيم بر آن پشيمان باشم و رنجور.
ای دوست می ترسم از مکر سرنوشت .....
حقا ؛ و به حرمت دوستی ؛ که نمی دانم که اين که می‌نويسم راه سعادت است که می‌روم
يا راه شقاوت؟
و حقا که نمی دانم که اين که نبشتم طاعت است يا معصيت؟
کاشکی ؛يکبارگی ؛نادانی شدمی تا ؛ از خود ؛ خلاصی يافتمی!
چون در حرکت وسکون چيزی نويسم ؛ رنجور شوم از آن به غايت!
و چون در معاملت راه خدا چيزی نويسم ؛ هم رنجور شوم ؛
چون احوال عاشقان نويسم نشايد ؛
چون احوال عاقلان نويسم ؛ هم ؛ نشايد؛
و هرچه نويسم هم نشايد ؛
و اگر هيچ ننويسم هم نشايد ؛
و اگر گويم نشايد ؛
و اگر خاموش گردم ؛ هم نشايد ؛
و اگر خاموش گردم ؛ هم نشايد.........

 


عين القضات
رساله ی عشق

 برگرفته از:صندلی

+ نوشته شده در  84/03/01  توسط مصطفا  |