---
مثه اینکه بالاخره فردا وامهای این ترم به دست بچه ها میرسه...برای تهیه بلیط برگشتمون بدرد میخوره!
---
چند روزی هم هست که هی زنگ میزنن به خوابگاه و یکی یکی بچه ها رو میخوان که برن پیش معاون دانشجویی....قضیه ازین قراره که چند شب پیش متاسفانه یا خوشبختانه برق کل خوابگاه قطع شد...
خوب دیگه...نه اینکه بچه ها از دست مسئولین به شدت راضین برا همین یه کم سر و صدا بلند شد(البته مثه اینکه از یه کم زیاد تر بوده که به گوش معاون دانشجویی رسیده)...تو این گیر و دار مسئول عزیز(!) خوابگاه که هر ماه به زور مشرف به حضورشان میشویم سر رسیدن و به سرعت برق و باد تمام اسامی شلوغ کاران رو نوشتن...(باید به بینایی این عزیز تبریک گفت که در آن تاریکی چه طوری این همه اسم رو نوشتن)...ماموریت تمام شده بود و حالا نوبت به معاون بود که ماموریتش رو انجام بده...این بود که بچه ها به اتاق فوق سری معاون راه پیدا کردن( آخه این اتاق هم قضیه داره...آقای معاون به این سادگیا کسی رو تو اتاقش راه نمیده و سعی میکنه از همون پشت شیشه جواب دانشجو رو بده...این اتفاق برا خودم افتاده)...
بعله ...آقای معاون هم به شیوه فسیل شده ای میخواستن که از بچه ها حرف بکشن...با این ترفند که اگه اسم بقیه رو بگی کاری به کارت نداریم!!!(یکی اینجا داره پشت گوشش رو نشون میده!!!)
بعله...نمی دونم چرا اینجا حتما باید یه سر و صدایی بلند شه که چند تا از مسئولین رو ببینیم...
به امید رفاقت مسئولین و دانشجویان(عمراً!!!)