خیلی سخته، اسباب کشی رو میگم.
اینکه آدم بعد از اقامت تو یه محله و عادت کردن به خونه اش، بعد از آشنا شدن با همسایه هاش و بعد از کلی دید و بازدید، بخواد اونجا رو ترک کنه و بره یه گوشه دیگه ای ازین شهر بی نهایت.
16 ماه گذشت. 16 ماه از روزای دانشگاهی که هر لحظه اش خاطره بود... دانشگاه با اتفاقات خاص خودش که میشه راجع به هرکدومش کلی صحبت کرد.
باور کنید بی تقصیرم. مشکلات عمده ای که در blogsky بوجود می آمد به اضافه نشانی طولانی خونه قدیمیم سبب شد تا افتخار میزبانی از خیلی دوستان رو نداشته باشم. روزهای دانشگاه با توجه به عدم هرگونه تبلیغ جمعی و معرفی اش موفق شد تا این روزبیش از 4500 نفر بازدید کننده داشته باشد. این برای وبلاگی که در ابتدا فقط برا یه کلاس کوچیک راه اندازی شده بود، آمار خوبیه. تقریبا 9/3 نفر در روز. بگذریم از سیاست کلی وبلاگ مبنی بر عدم تبادل لینک با وبلاگهای دیگر که خودش مزید بر علت شد.( اگه همینجوری ادامه بدم میشه سخنرانی!)
در هر حال روزای قشنگی بود...
حالا اینجاییم...یه اتاق نقلی که قراره بشه اتاق دانشجویان ایران. مسلما دانشجو ها حرفای زیادی برا گفتن دارن؛ از نوشته های خودشون گرفته تا مطالبی که به نظرشون مفید میاد، اخبار اتفاقات دانشجویی، معرفی محصولات، کتب، وبلاگ و...، بررسی مشکلات دانشجویی و تبادل نظر، خاطره، درد دل، درد غربت ، درد بی درما...( ای بابا یکی جلوی اینو بگیره!!) و...
با نگرشی به فردای بهتر کشورمون:ایران.
این اتاق برا اینکه از پس شعارش بر بیاد به همدلی و کمک همه شما نیاز داره ( خوب کی گفت ازین شعارا بدی؟!). واقعیتش اینه که وقتی همه در اداره این اتاق سهیم باشن اون وقته که اینجا میشه اتاق دانشجویان ایران
بعله.....خودتون تا تهش بخونید دیگه....
مرامنامه و فراخوان ارسال آثار رو هم بزودی میزنم تو برد اتاق.
از همین الان با ما مکاتبه کنید و پیشنهادات، انتقادات و نظرات خودتون رو... با همکاران ما در روابط عمومی سازمان...( از بس این تلویزیون به خودش امیدواره و تبلیغ میکنه ما رو هم جو گیر کرده...) بعل ل ل ه ...برا ما بفرستید .
این بود انشای من!
به امید موفقیت همه فرزندان ایران...................................................................بای بای!