تبليغاتX
اتاق - مقدمه ای بر غرب زدگی!

اتاق

..::|خط خطی های یه آدم بی خط|::..

سلام...سفر غرب تمام شد..( و ما غرب دیده شدیم!)

جای همه شما خالی...یه عالمه آثار باستانی دیدم و البته کلی هم تاسف پشت سرش خوردم.

رفیقی میگفت: باید ایرانی ها را توی کیسه کرد و انداخت جلوی سگ...گفتم به خاطر ساختن این آثار؟ و به جا گذاشتن این همه زیبایی؟

ما عادت کردیم که فقط افتخار بکنیم( حتی بعضیا همین رو هم بلد نیستن) تا کی بگیم ما این بودیم؟

کی میشه که به الانمون افتخار کنیم؟ شاید اگه ما این سابقه تمدن و هنر و فرهنگ رو نداشتیم الان کشور پر شور تر و فعال تری بودیم... ما عادت کردیم که به داشتن همین آثار اکتفا کنیم اما اینکه کی عمر این آثار به پایان میرسه و بعد از اون ما چه چیزی برا گفتن داریم معلوم نیست.

امیدوارم برسیم به آنجایی که ما هم برای آیندگان میراث علمی/فرهنگی/ هنری و کلی افتخار جدید به ارث بذاریم.

باید دعا کنیم که خدا تنبلی رو از ما بگیره و ما رو مصمم به تلاش برای آبادانی ایران کنه.

سعی میکنم از روزهای سفر بنویسم... البته بعد از جمع و جور کردن نوشته هام.

---

توحید خانه (ساختمان تاریخی ای که دانشگاه ما در آن واقع شده) به همان اندازه زیبایی اش. وقتی که خالی از دانشجو باشه دلگیره... الان همینجوریه...دلگیر...ساکت...بی حرکت....

---

انتخابات هم تموم شد و همه از نتایجش خبر دارن...نمیدونم برا عوض شدن یک معاون فرهنگی اول باید رئیس دانشگاه عوض بشه یا اینکه رئیس این شجاعت رو به خرج میده و بی هیچ تعارفی معاونش رو عوض میکنه...اما در هر حال امیدوارم در دولت جدید حداقل معاون فرهنگی  دانشگاه ما عوض بشه ...ان شا الله...

---

امروز میرم خونه...امیدوارم تابستون پر کار و پر باری داشته باشید....تا بعد...بای بای!

 

+ نوشته شده در  84/04/08  توسط مصطفا  |