تبليغاتX
اتاق - چند كلوم با رفقاي آينده...

اتاق

..::|خط خطی های یه آدم بی خط|::..

شروع شد...

آغاز ماراتني كه آخرش از بين حدودا 1.400.000 نفر شركت كننده، چند صد هزار نفر وارد دانشگاه ها  ميشن...اين همه سال درس خوندن فقط براي همين امروز و فردا... قبولي توي كنكور يعني گذشتن از تونل مرگ... براي خيليا قبولي نقطه آخر قصه هست... يعني ته ته هدفشون اينه كه بالاخره يه جايي قبول شيم.

همينه كه وضعيت دانشگاه هاي ما رو به اين روز انداخته...كسي كه مياد دانشگاه ديگه برا بعدش هيچ هدفي نداره و به همين قبول شدن راضي شده. ديگه درس و تحقيق و جستجو و... مهم نيست.در عوض فرصتي ايجاد شده تا تلافي چند سال علافي نكشيدن وهزار تا كار ديگه كه خودتون بهتر ميدونين رو در بيارن.

اين ميشه كه دانشگاه هاي ما به يه جور مهد كودك بيشتر شبيهن تا دانشگاه. تازه اون ور قضيه هم كلي مشكل هست.  كساني كه ميان  دانشگاه  اصلا ازحقوق صنفي دانشجو اطلاعي ندارن. فكر ميكنن اينجا هم همون دبيرستان كه هرچي آقاي ناظم بگه فقط بايد بگي چشم...

نميخوام بگم بايد با هر چيزي مخالفت كرد( اين كه ديوونه بازيه) اما بايد جلوي كاراي غير قانوني اي كه داره كم كم قانوني ميشه رو گرفت. از بس همه مثه سيب زميني هاي بي رگ فقط و فقط تماشا ميكنند مسئولين هم فكر ميكنن كارشون درست بوده ديگه. بنابر اين اقدامات بعدي و بعدي و...

اميدوارم همه اونايي كه قبول ميشن براي خودشون هدفهاي بزرگي در نظر داشته باشن...حقوق خودشونو بشناسن و اينقدر خوب درس بخونن كه اگه درخواستي يا انتقادي از دانشگاهشون داشتن، به بهانه كم كاريشون يا تخلفات ديگه، درخواستشون رو رد نكنن.

با اين وضع موجود،قبولي تو دانشگاه يعني افتادن از چاله به چاه...( آقا جان من خودم دانشجوام!)

به اميد اينكه با اصلاح روشها و نگرشها، براي آينده كشورمون افتخار و سربلندي بياريم.

---

ما هم دل داريم خوب...هركسي هم كه دل داره بعضي وقتا درد دل هم داره ديگه!

القصه ما به خونه رسيديم...به اميد فعاليت بهتر و مفيد تر وبلاگ كه جز با همكاري شما ممكن نيست.

+ نوشته شده در  84/04/10  توسط مصطفا  |