نمیدونم از خوندن سفر نامه خوشتون میاد یا نه؟...اما مثه اینکه بعضیا منتظر سفر نامه غرب ما هستن...( اما سعی کنین برا خودتونم که شده بعضی از سفرهاتونو سفر نامه نویسی کنید)متاسفانه عکس های موجود تمامشون نگاتیوی هستن و برا گذاشتن رو وب باید اسکن بشن( این یعنی بی خیال عکس میشیم) و اینکه من سعی میکنم با اختصار هر چه بیشتری از سفر بنویسم که حوصله تون سر نره...این به این معنی نیست که تا تموم شدن سفر نامه مطلب دیگه ای نمیزنیم.
---
قضیه از اونجا شروع شد که با وجود همه نا امیدی ما از دانشگاه و اینکه بتونه یه سفر برا ما راه بندازه ِ یه روز دیدیم توی برد اطلاعیه زدن که آقا هرکی میخواد بره سفر غرب بیاد ثبت نام کنه...مبلغش هم ۵ هزار تومنه و مدت سفر هم ۵ شب و ۶ روزه...(این یعنی آقا بیا یه پولی هم بگیر اما با ما بیا سفر!!!)
این سفر از طریق کانون ایران گردی و جهان گردی دانشگاه راه افتاده بود ( کانونی که تمامی اعضاش خانمن ...حتی اعضای علی البدلش!!)
بعله...روز قبل از ثبت نام سری از مدیریت فرهنگی زدم تا ببینم وضعیت ثبت ناما چطوره...(چون من یه مدت دبیر کانون ادبی بودم یه کم با این مدیر فرهنگیمون رفیق شده بودم!) اونجا بود که فهمیدم نه خیر اوضاع قاراشمیش تر از این حرفاست...یعنی خیلیا اومدن تا همین امروز ثبت نام کنن...اما خوب همه چیز به فردا ختم میشد...بنابر این فردا صبحش از اون روزایی بود که دانشجوها قبل از ساعت ۸ دانشگاه بودن!!!...یه چیزی تو مایه های صف شیر یا برا باکلاسا مثه صف صندوق فروشگاه های رفاه!
هر طوری که بود اسم خودم و ۳-۴ تا دیگه از دوستان رو نوشتیم. تاببینیم چی پیش میاد...
---
دوستان خوب قرار نیست که کل سفر تو یه پست فرستاده بشه!...تلویزیون اگه هیچ تاثیری نداشته باشه لااقل این اثر رو روی ما گذاشته که چطوری میشه سریال ساخت!!!
بنا بر این تا قسمت بعدی باید منتظر بمونید..
---
این قضیه انتخابات هم تمام شدنی نیست...
دوتا رباعی از یه وبلاگ رفیق که برا دوتا کاندیداهای عزیز نوشته(این وبلاگ رو به علاقه مندان به طنز توصیه میکنم)
از جیبِ تهی پول بیاور بیرون
تقسیم بکن میان لیلی - مجنون
امروز ببخش وام یک ملیونی
شش ماه دگر بگیر هفده ملیون !
***
افکار ِ قشنگ و خوب در سر داری
شاید قدمی برایمان برداری
بر صورتِ تو دست کشیدم، دیدم
یک چهره ی اصلاح طلب تر داری !
