حساب ما چقدر شد؟!
در آنهمه حسابداری ات،اشتباه هم طبیعی است.
پنجره نیستم تا در دلِ دیوارت جا بگیرم.دیوار نیستم تا خانه ات را بسازم.خانه نیستم تا شَهرت را پُر کنم.
عددی نیستم که به حسابت بخورم.
احتمال ام!...شاید ام!...تقریبا ام!
نسیمم؛آرام و رونده...که در هیچ دستی بند نمی شود.
در قاب عکس،آیینه بگذار...
خیال ات تفریق! حاصل هیچ جمعی،ما نمی شویم.نسیم که پیوند نمی خورد...
-+-+-
دلم می خواهد پی نوشت داشته باشم ولی خب چیزی به ذهنم نمی رسد!همین دیگر!
آها...دوای خشکی قلم چیست؟روغن کاری؟جوهرکاری؟پس چی؟عاشقانه هم نباشد لطفا!!
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۱۱/۰۶ ساعت توسط مصطفا
|