با عینک آفتابی لطفا...
اسمم رو تو برد دیدم...بالاش نوشته بود دانشجویان زیر به دفتر استعدادهای درخشان مراجعه کنند!! از فردا یه واکسی بزنم به خودم که نورم چشم بقیه رو نزنه!!( دیدید این مشکی پس زمینه بی حکمت نبود!)
قراره تقدیر بشه ازمون!...مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان!
دیروز همه رو از خواب بیدار کردن که آقا به این نشریه مصطفا مجوز بدیم یا نه؟... همه هم تو خواب گفتن بدین آقا و ... دوباره خواب. اما خوب هنوزم موندم که نشریه هه رو راه بندازم یا نه...میگم چه فایده ای داره وسط یه عده آدمای ناشنوا سخنرانی کنی؟ ... اینقدر گفتیم و به هیچکی بر نخورد...اینقدر نوشتیم و آب از آب تکون نخورد...اوووه...چراغا رو خاموش کنین!!!
بگذریم که اگه نگذریم سیل راه میوفته...
+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۰۸/۰۹ ساعت توسط مصطفا
|